مندرجات: 1) كليات، 2) كتاب آشتيدهنده، 3) كتاب روشنگر 4) ترجمه از يوناني، 5) ترجمهٴ رسالهٴ احكام نجوم ابن عزرا از فرانسه، 6) رساله درباب زهرها،
7) قيافه شناسي، 8) تحرير ترجمهٴ يوناني كتاب الادويهٴ ديسقوريدس، 9) اضافات به
قرابادين ماسويه، 10) آثار منحول، 11) نظريات اخترگويي و ((ابنرشديگرايي)) پييترو، 12) اسطرلاب مسطح، 13) پييترو و دستگاه تفتيش عقايد، 14) شهرت و تأثير پييترو.
1. كليات. پييترو در حدود 1250 (به احتمال كمتر در 1257)، در آبانو، نزديك پادوا، زاده شد؛ گفته ميشود سفرهاي زيادي كرد و مسلم است كه مدتي را در قسطنطنيه گذراند و اين احتمالاً پيش از سال 1293 بوده است، يعني زماني كه در پاريس اقامت گزيد تا به تحصيلاتش ادامه دهد. اقامت او در پاريس ممكن است ده سال يا بيشتر طول كشيده باشد. آنگاه به پادوا بازگشت، در دانشگاه آنجا به تدريس پرداخت و باقي عمرش را در همان شهر گذراند. احتمالاً در همان شهر در فاصلهٴ سالهاي 1315 و 1318 (حدود 1316) درگذشت.
او با ماركو پولو گفتوگو كرد (حدود 1295 ـ 1310) و در كتاب آشتيدهندهٴ خود از او سخن ميگويد، و اين يگانه اشاره به پولو در يك نوشتهٴ علمي معاصر اوست. پ
ييترو در وهلهٴ اول يك اخترگو بود، ولي دربارهٴ اصول علم نجوم معلومات خوبي داشت و داراي علاقهاي اصيل به علم و به پزشكي بود؛ علايقي جامع داشت، از يك سو ميخواست طبيعت و انسان را بشناسد و تفسير كند و از سوي ديگر معلوماتش را در پزشكي يا موارد ديگر مورد استفاده قرار دهد. بهگفتهٴ جوواني پيكو دلا ميراندولا (1463 ـ 1494)، او گردآورندهاي كودن بود كه ((هرچه از هرجا بهدستش ميآمد، آنها را جمع ميكرد))،1 ولي چنين اظهاري چندان برازندهٴ او نيست. او يك گردآورنده بود، آنهم در مقياسي وسيع، ولي آمادگي و تجربهٴ فني زيادي داشت و نسبت به افراد متوسط همتاي خودش باهوشتر بود، كه بيهوشتر نبود. او محتاط بود و مطالب كتابهايش را سالها ميپروراند و ساخته و پرداختهاش ميكرد و در نتيجه، معروفترين آثارش،
آشتيدهنده، روشنگر و توضيح مسايل ارسطو، بهنظر ميرسد در يك سال يعني 1310 تكميل شده و شامل اشارات متقابل به يكديگرند.
ساير آثار تاريخدارش مقدم است. ترجمهٴ كتاب ابراهيم ابن عزرا در سال 1293، رسالهٴ قيافهشناسي در سال 1295، ترجمهٴ كتاب اسكندر افروديسي در سال 1300؛ ولي بهتر است اول از آثار مهمش گفتوگو كنيم.
2. آشتيدهنده. آشتيدهندهٴ فيلسوفان مختلف و پزشكان نامي، معروفترين كتاب پييترو است و گواه برآن همين بس كه خود آشتيدهنده لقب گرفت. تأليف اين كتاب تا حدود 1303 بهخوبي